مرتضى مطهرى
34
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
معناى عرضه كردن چيست ؟ معناى عرضه كردن اين است كه هر كمالى و هر فيضى از ناحيهء خدا بر تمام مخلوقات عرضه مىشود ، فقط آن كه استعداد دارد مىپذيرد و آن كه استعداد ندارد نمىپذيرد . مىتوانيد مثال بزنيد به پيغمبرى ، به امامت ، به علم و به هرچه كه بخواهيد . آيا اين موهبت كه نامش رسالت است ، از طرف خداوند به بعضى از انسانها عرضه مىشود و از بعضى ديگر مضايقه مىشود ؟ يعنى پيغمبرى را به پيغمبر عرضه كردند پذيرفت ، به من عرضه نكردند ، اگر به من هم عرضه مىكردند مىپذيرفتم ؟ يا نه ، آن حقيقتى كه نامش وحى است ، رسالت است ، نبوت است ، يك حقيقتى است كه از ناحيهء خداوند هيچ گونه مضايقهاى [ در عرضهء آن ] نيست . آن حقيقت بر همهء مخلوقات عرضه مىشود ، به سنگ هم اگر بتواند بپذيرد مىدهند ولى سنگ نمىتواند بپذيرد ، حيوان نمىتواند بپذيرد ، انسانها هم نمىتوانند بپذيرند مگر افراد بخصوصى . آن امانت هم كه خدا مىفرمايد عرضه داشتيم ، بر تمام مخلوقات عرضه كردند و هيچ كدام از مخلوقات نتوانستند آن را بپذيرند مگر انسان . پس تا اينجا مىفهميم كه در انسان يك استعدادى وجود دارد كه در موجودات ديگر آن استعداد وجود ندارد . انسان چون استعداد آن را داشت به او داده شد . مقصود از « امانت » حالا آن امانت چيست ؟ ما از خود همين كلمهء يَحْمِلْنَها مىتوانيم بفهميم چيست . معلوم مىشود يك امرى است كه به دوش گرفتنى است . البته جسمانى و مادى نيست ولى تحمل كردنى است . وقتى به اخبار و روايات مراجعه مىكنيم مىبينيم آن چيزى كه تفسير مىكردهاند با همين معنى جور درمىآيد . آن امانت چيست ؟ گفتند تكليف و وظيفه و قانون ، يعنى اينكه زندگى انسان زندگىاى باشد كه او بايد در پرتو تكليف و وظيفه آن را صورت بدهد ؛ يعنى براى او وظيفه معين كنند و او هم بار تكليف ، بار قانون ، بار مسئوليت را به دوش بگيرد . و اين همان چيزى است كه در غير انسان وجود ندارد ؛ يعنى غير انسان ، همهء مخلوقات و موجودات وظايفى را كه انجام مىدهند بدون تحمل مسئوليت است ، روى اجبار و الزام است . تنها انسان است كه مىشود براى او قانون طرح كرد و او را مختار و آزاد گذاشت و به او گفت